domenica 20 dicembre 2009

La Domenica38
ایتالیای سفید؛ برف دیروز در فلورانس

هیچ توریستی، در گوندولاهای ونیز نیست

- عکس ها از خبرگزاری آنسا

venerdì 18 dicembre 2009

Berlusconi puppets

تنها سه روز پس از حمله به برلوسکونی، طراحان ایتالیائی ساخت مجسمه ی او را همراه با طرح های دیگری که برای آغاز سال نوی میلادی در ایتالیا ساخته می‌ شود، آغاز کرده اند. تصویر بالا، مارکو فررینیو را در یک فروشگاه صنایع دستی در خیابان سن گریگوریو آرمنوی ناپل نشان می دهد که روی یکی از چند مجسمه ی برلوسکونی با بینی خونین کار می کند.

- تصاویر دیگر را این جا ببینید
- باید به حال برلوسکونی بخندیم یا گریه کنیم؟

mercoledì 16 dicembre 2009

Roberto Saviano
اکنون سه سال است که به دنبال تهدیدهای کامورا و با تصمیم دولت ایتالیا تحت مراقبت ‌های ویژه ی امنیتی قرار دارم، انگار که این وضعیت هیچ‌ وقت قرار نیست تمام شود. قرار ست ناشرم را ببینم و با هم جشن بگیریم، چرا که کتاب من بیش از دو میلیون نسخه در ایتالیا و حدود چهار میلیون نسخه در دنیا فروخته است. فقط خدا می‌ داند این که نسخه ی دو میلیونی‌ کتابم را به طور نمادین در دست بگیرم، دقیقا چه حسی دارد. به نظرم، فرق چندانی با در دست گرفتن هر نسخه ی دیگر این کتاب لعنتی نداشته باشد. دو سال بعد و دو میلیون نسخه ی دیگر؛ باز هم حس می ‌کنم چیز زیادی برای جشن گرفتن ندارم. رک و راست بگویم که زندگی آشغالی دارم، حضور یافتن در نشست های عمومی خارج از ایتالیا تنها آلترناتیو چهار دیواری من است. وقتی برای اولین بار تحت مراقبت‌ های ویژه ی امنیتی قرار گرفتم، تصور می‌ کردم همه چیز تا چند هفته ی دیگر تمام می‌ شود. بعد گفتم چند ماه و حالا آن چه که بیش از مرگ مرا می‌ ترساند، فکر کردن به این موضوع است که این وضعیت برای همیشه ادامه داشته باشد. اما بدترین ترسی که همیشه با من است این است که آن ها بخواهند آبرویم را ببرند، من را از اعتبار بیندازند و همه ی چیزهایی را که به خاطرش زندگی کردم و قیمت آن را پرداختم لکه‌ دار کنند. آن ها این کار را با هر کسی که روبرویشان ایستاد، انجام داده اند. آن ها این کار را با پپینو دایانا کردند، کشیشی که کشتند و چند دقیقه پس از مرگش او را بی‌ آبرو کردند. همین طور با فدریکو دل پِره تِه که سال دو هزار و دو به قتل رسید، هم چنین سالواتوره نوولتا، پلیسی که سال هزار و نهصد و هشتاد و دو کشته شد، در حالی که هنوز بیست سالش نشده بود. چیزی نمی‌ گذرد که رسانه‌ ها بیش از آن که به خودت توجه نشان بدهند به سراغ شایعات و داستان ‌های مبهمی می‌ روند که در زندگی گذشته‌ ات وجود دارد، در دنیای من تو گناهکاری مگر این که خلاف آن ثابت شود. و بعد رسانه‌ ها مانند حلزونی که به درون صدف می ‌رود خود را کنار می کشند و این ادامه دارد تا مرگ نفر بعدی، که تنها جرم او به دنیا آمدن در کشوری ست که حقیقت در آن وجود ندارد. این چیزی است که روح مرا فرسوده می ‌کند و من را از توان می ‌اندازد. ترس از این که تحت تأثیر روش‌ های فریب ‌کارانه و غیرقابل پیش‌ بینی کامورا اعتبارم را از دست بدهم و نتوانم از خودم و از آن بالاتر واژه هایم دفاع کنم...

- بخشی از گفت و گوی روبرتو ساویانو با تایمز آنلاین

lunedì 14 dicembre 2009

Berlusconi Aggredito

آقا زدند این شواليه ی ایتالیا را با آن همه نیروی محافظتی بلند و کوتاه، وسط میدان دوئوموی میلان ناکار کردند، بعد از شانس بد ما معلوم شد که ماسیمو تارتالیا - که بلافاصله بازداشت شد - به دلیل عدم تعادل روحی روانی از ده سال پیش تحت مراقبت پلی کلینیکی در میلان بوده است و ماجرا سیاسی نیست. آقای نخست وزیر هم بعد از آن که مورد تهاجم قرار گرفت و توسط محافظانش به سمت اتوموبیل برده شد، دوباره از اتوموبیل خود پیاده شد و یک دور مظلوم نمایانه به افتخار دوربین های خبری زد. به گمانم دیکتاتور کوتوله حاضر است نصف عمر خودش و دیکتاتور بزرگ را یک جا بدهد، تا در این روزها جای آقای شوالیه باشد. البته اگر مثل آقای نخست وزیر، جرئت امضا دادن به هوادارانش در خیابان را داشته باشد.

- ببخشید اگر روشنفکر نیستم!

sabato 12 dicembre 2009

La scuola dei dittatori
آقای دبلیو - هر دورانی اقتضائی دارد.
تومازوی کلبی - اگر منظورتان این است که در هر عصری، سیاست رموز خاص خود را دارد، کاملا با شما موافقم. آثار مورد اشاره ی جناب پروفسور که در آن هنر سیاست به صورت یکی از علوم خفیه قلمداد می شود، در عصر حکومت های مطلقه رواج یافت یعنی در دوره ای که به دلیل مناقشات پی در پی ميان کلیسا و قدرت غیر مذهبی، و هم چنین انحطاط علوم الهی، پافشاری درباره ی این که حاکمیت منبعث از خداوند است هم فایده ای نداشت و ديگر عملی نبود. حکومت هايی که نمی توانستند خودشان را برگزیده ی خداوند قلمداد کنند و برگزیده ی مردم هم نبودند، ناگزیر خود را در پس حجابی از راز و رمز پنهان می کردند. یک نویسنده ی آلمانی اواخر قرن گذشته به نام گوستاو فریتاگ، طنز غریبی درباره ی آثار مورد اشاره ی پرفسور پیکاپ نوشته است. این نویسنده، یکی از کتاب های معروف آن دوره به نام منطق حکومت را که سال هزار و ششصد و شصت و شش نوشته شده و رموز هنر فرمانروائی را می آموزد به صورت طنز بازنویسی کرده است. در این کتاب جوانی که برای مشاوره ی شهريار مناسب تشخیص داده شده، به مکاني برده می شود که در آن مکان، رموز حکومت - که او به خاطر مقام تازه باید آن ها را بشناسد - به دقت نگهداری می شود. این راز و رمزها عبارت اند از یونیفورم های حکومت، نقاب های حکومت، عینک های حکومت و رداهایی که هر کس آن را به تن کند دارای اقتدار و احترام حاکمانه می شود؛ هر یک از این رداها نامی از قبیل امنیت اجتماعی، و حفظ کیان کلیسا دارد که هر کدام در موقعیت مناسب با نام ردا پوشیده می شود، مثل زمانی که حاکم می خواهد مالیات های تازه ای از رعایا بگیرد یا مخالفان خود را به تبعید بفرستد و اموالشان را مصادره کند، مخالفانی که همیشه به خاطر ترویج عقاید کفرآمیز متهم می شوند. کسی که عینک حکومت را به چشم می زند وارد دنیای خیالی می شود: این عینک مسائل بی اهمیت را بزرگ و رویدادهای بسیار مهم را کوچک می کند و آدم با استفاده از آن چیزهایی می بیند که وجود ندارد و چیزهایی را که وجود دارد نمی بیند. همین نتيجه را امروزه می توان از راه های ساده تری به دست آورد، افسانه ی متداولِ حاکمیتِ مردم اين کار را آسان کرده است...

- مکتب ديکتاتورها - اينياتسيو سيلونه

martedì 8 dicembre 2009

La Giornata dello Studente

domenica 6 dicembre 2009

La Domenica37

دیروز در ایتالیا روز نه به برلوسکونی بود. در رم تظاهرات شد و مردم نسبت به آن چه که آن را تهدید علیه آزادی رسانه ها از سوی نخست‌ وزیر ایتالیا می دانستند اعتراض کرده بودند. عروسک پینوکیو را هم - که به نشانه ی اعتراض به دروغ های برلوسکونی او را می زد - همراه خود آورده بودند. خیلی ها شال، بادکنک و پلاکاردهای بنفش رنگ داشتند و از زیر صورتک های برلوسکونی فریاد می ‌زدند سیاست باید با دست‌ های پاک همراه باشد. تظاهرات کنندگان خواستار استعفای برلوسکونی بودند ولی آقای نخست وزیر در واکنش به اعتراضات روز گذشته در ایتالیا آن را نمایشی خنده‌ دار دانست و اتهامات وارده به دولت خود را مسخره توصیف کرد. او همچنین مدعی شد که مطبوعات در ایتالیا از هر کشور دیگر غربی آزادترند. فردا روز اعتراض به دروغ های پینوکیوی وطنی است. کاشکی دیکتاتورهای کوتوله کمی هم تاریخ خوانده بودند.

venerdì 4 dicembre 2009

Mondiali 2010